Sunday, September 26, 2010

گویی هنوز نان برای ما گران نیست

چند وقتی بود برای خرید نون به نونوایی ساندویجی محلمون نرفته بودم ، تا این که امروز برای خرید نون به اون نونوایی رفتم . دیدم پسر جوونی یه 500 تومنی داد گفت اینو نون بدین . خانمی که پشت پیشخون بود 3 تا نون ساندویجی کوچک را داخل پلاستیکی انداخت و با یه 50 تومنی به اون پسر جوون داد . پسر وقتی دید 500 تومن 3 تا نون شده ، پرسید دانه ای چند ؟ زن گفت 150 تومن. پسر گفت خانم همین نان مگه 50 تومن نبود ؟ زن گفت آره ولی اون 2 سال پیش بود . که اینجا من برگشتم گفتم دو سال هم نیست خانم کمتر از دو سال . از خودم میپرسم چطور قیمت نون ظرف کمتر از 2 سال 3 برابر میشه ؟ آیا در آمد مردم هم 3 برابر شده ؟ وقتی نان بربری 40 تومنی شد 70 تومن . کمتر کسی حتی این بربری ای رو که 30 تومن گرون شده بود میخرید چون با وجود افزایش قیمت 30 تومانی خیلی بی کیفیت شده بود و دیگه همه نان بربری 300 تومنی میخریدن که تازه تو نونوایی ها پخت میشد و هم بزرگتر بود و هم خوش طعم و با کیفیت ( طوری که تو دهن آب میشد ) ولی دیدیم که این نان بربری 300 تومنی هم روز به روز کوچک تر شد و آب رفت و کیفیتش هم شد همان نان بربری ای که 40 تومان میخریدیم ! یعنی فکر میکنن مردم نمیفهمن ؟ نه موضوع این نیست و میدونن مردم میفهمن و خوب هم میدونن ، ولی وقتی مردمی رو میبینن که با 3 برابر شدن قیمت نان باز هم در صف نونوایی ها هستند چرا باید دل بسوزنن؟ برای چی ؟ اصلاً برای کی ؟ .  شاید قیمت نون برای خیلی از ما ایرانی ها هنوز گرون نباشه ولی برای یه کارگر بی کار چی ؟ آره ایران جایی شده که یه کارگر ساده دیگه نون هم به سختی تهیه میکنه .و در حالی که ایران جهنمی شده که جز برای پول کسی خدمتی نمیکنه ، میبینی یکی میشینه میگه ما تحریم ها رو به فرصت ها تبدیل کردیم !!! و اینجا دیگه تک و پهلوی توئه که به حرف میاد و دلیل بر این میشه تا بنویسی
 بگذریم، کجا بودیم ؟ آها صحبتمون سر نون بود . شاید من و خانوادم جز اون دسته ای هستیم که هنوز نون برامون گرون نیست و خونه ی ما همچنان وعده های خوراکمون به موقع هست و خدا رو شاکرم از این بابت . ولی بغضم میگیره وقتی به کارگری فکر میکنم که 9 ماه بدون حقوق کار کرد تا شاید ماه بعد که میاد حقوق بگیره ولی کارخونه تعطیل میشه و فریاد حق خواهی اون کارگر رو هیچکی نمیشنوه . بغضم میگیره . میدونی ، بغضم میگیره . میدونی چرا کارخونه هایی که سال ها کار کردند تو ایران از بین میرن ؟ چرا دیگه اسم نساجی مازنداران رو جایی نمی بینیم ؟ یا کفش وین ؟ ( یادمه تا 8 یا 9 سال پیش هنوز یه شعبش تو خیابون سام رشت بود ) "ارج" ، "آزمایش" . تبلیغاتش هنوز یادتونه نه ؟ . و پارس الکتریکی که یه زمانی چه کارخونه های مجهز و پیشرفته ای داشت . چرا این برند های ایرانی از بین رفت ؟ چون کارخونه های به اون عظمت افتاد دست بچه های این سپاهیا و چون آقا زاده ها اصولاً به حقوق یه مدیر کارخونه هم رضایت نمیدن شروع میکنن به چند ماهی حق کارگر ها رو خوردن و بعد هم فروختن دستگاه های کارخونه هایی که سال ها منبع در آمد بسیاری از کارگران ایران بودند . باور کن حرفای بی بی سی و صدای آمریکا رو اینجا برات نمینویسم . هرچی که با چشم خودم میبینم رو مینویسم . ویران میشم وقتی پرده ی کهنه و پاره ای رو میبینم که جلوی لامپ سازی آویخته شده و روش نوشته ما 900 نفر از کارگران لامپ سازی 8 ماه است که حقوق نگرفته ایم .....

No comments:

Post a Comment