با درود به دکتر زیبا کلام عزیز . خود را اینگونه معرفی میکنم . یک انسان و بعد از آن یک ایرانی . پس با هم ، هم عقیده ایم ، درست میگویم ؟ به مانند شما برای شکست 1400 سال پیش ایرانیان در قادسیه کینه ای از اعراب ندارم
در ادامه معرفی خود باید بگویم دانشجو هستم . نه دانشجوی علوم انسانی و نه تاریخ ! منتها در زمینه ی تاریخ و علوم انسانی و سیاسی مطالعاتی دارم . برای شما بسیار ارزش قائلم و جسارت و شهامت شما در مناظره ها را شایسته ی تحسین میدانم . چندی است مطلبی نوشته اید با این مضمون که به تاریخ پیش از اسلام ایران افتخار نمی کنید . پرسشی دارم از شما . با توجه به اینکه ذات و خوی هر انسان بسته به شرایط اقلیمی و آب و هوایی متفاوت بوده و با توجه به اینکه مردم شهرهای مختلف یک کشور هم از نظر خصوصیات اخلاقی و رفتاری با هم متفاوتند ، آیا اعراب با ایرانیان تفاوتی نداشته و ندارند ؟ اینکه در یک جامعه دختر زنده بگور میشود و 1000 سال پیش از آن در جامعه ی ایران یک پادشاه ایرانی از مشورت همسر خود در کشور داری بهره میجوید به چه بر میگردد ؟ به عقیده ی من ذات انسان تا حد زیادی میتواند تاثیر گرفته از محیط و اقلیم محل زندگی او باشد . پس فرقی است بین ایران و گینه بیسائو که شاید شما در آن متولد میشدید ! این که اعراب از نژادی دیگر ( نژاد حامی ) هستند و ریشه ی ایرانیان به نژاد آریایی بر میرسد حقیقتی تاریخی و انکار نشدنی است و در علم ژنتیک ثابت شده که نژاد نه تنها در انسان بلکه در سایر موجودات هم عامل تفاوت هاست . البته تصور نشود که اینجانب نژاد ایرانی را برتر میدانم . نه ، بنده با نژادپرستی مخالفم و ادغام نژاد ها و تنوع ژنتیکی ای که امروزه در جوامعی چون ایران و آمریکا میبینیم را دلیل ظهور زیبایی ها و ترقی میدانم ولی به عقیده ی من تفاوت نژاد های گذشته در شکل گیری تمدن ها تاثیرگذار بوده است . باری ، هدفم از نوشتن این مطلب این است که بگویم بر خلاف شما به تاریخ ایران پیش از اسلام افتخار میکنم و " صرفاً آن را جزئی از تاریخ ایران نمیدانم ". من افتخار میکنم که اجداد آریایی ام به جای راهزنی و کوهگردی برای پیدا کردن زمین های زراعی بهتر و برای کشت و زرع به ایران مهاجرت کردند. من شهر سوخته ی سیستان و تپه مارلیک رودبار را بسیار ارزشمند میدانم چرا که مترقی بودن ایران باستان را نشان میدهد و ثابت می کند که تمدن ، با وحشی گری و راهزنی رابطه ی عکس دارد و انسان همواره در مسیر متمدن شدن از خوی وحشی گری خود فاصله گرفته است . به عقیده من انسان هایی که در دوره های مختلف به شهرسازی و آبادانی روی آورده و از دیر باز به صنعت ، کشاورزی و دامپروری اشتغال ورزیده و متمدن شده اند قابل احترامند و در ادامه ی آن ها انسان هایی چون کورش که کتیبه ی حقوق بشرش مایه ی افتخار ما ایرانی هاست . به عقیده ی بنده ی دانشجو که در ابتدای راه هستم و از شما زیبا کلام ها می آموزم ،هویت هر انسان گره خورده در تاریخ اوست . وقتی من و شما بگوییم ملی گرا نباشیم . و به تاریخ پیش از اسلام افتخار نکنیم ، نتیجه این میشود که اعراب در اروپا موزه ای از تمدن نداشته ی خود در پیش از اسلام برگزار میکنند! اعرابی که هیچ گاه تمدن نداشته اند و به جز مردمان چند شهر شام ، مکه ، یثرب ، طائف و دومة الجندل (که این شهر ها هم در مسیر راه های بازرگانی ایران و روم رشد کرده بودند) ، جملگی صحرا نشین بودند. چگونه میشود که این عرب صحرا نشین شهامت مطرح کردن نام خلیج عربی را پیدا میکند ؟ همه حرف من این است ما که متمدنیم بگوییم تمدن پیش از اسلام برای ما بی ارزش است . بعد عربی که تمدن ندارد برای خود با پول تمدن بسازد ؟ من هدفم به هیچ روی توهین به اعراب نیست چرا که ما در ایران هم اعراب بسیاری داریم و من آن ها را ایرانی عرب میدانم و به قومیت آن ها احترام میگذارم . منتها باید پذیرفت که اعراب پیش از اسلام همواره تحت سلطه ی پادشاهان ایران بودند تا جایی که حاکمان شهرهایشان را پادشاهان ایرانی بر می گزیدند . من با همه ی احترامی که به شما میگذارم افتخار نکردن به تمدن ایران را بی انصافی میدانم . مگر به جز این است که تاریخ برای عبرت گرفتن و آموختن از رویدادهای گذشته است ؟ کورشی که در سالیان دور گفت هر کس در دین خود آزاد است ، فرق ندارد با عربی که به زور شمشیر اسلام را گسترش میداد !؟ کورشی که تا میتوانست خون ریزی و تجاوز را منع میکرد فرق ندارد با آن سردار عربی که در شهر استخر ایرانیان را قتل عام کرد ؟ در دورانی که پادشاهان کشور ها از تعداد کسانی که کشته و به قتل رسانده اند تا به مملکتشان چیره شوند کتیبه میساختند تا شاید قدرت خویش را در تاریخ مکتوب کنند ، کورش از مهر و محبت سخن میگفت . کورش از آزادی مذهب سخن میگفت . کوروش از آزار زنان و غیر جنگجویان پرهیز میکرد و حتی به جنگجویانی که تسلیم میشدند امان میداد . یعنی این بی ارزش است ؟ خب اگر ما به این افتخار نکنیم به چه افتخار کنیم ؟ اگر قرار باشد به گفته ی شما هر کس فقط به توانایی خود افتخار کند ، واژه ی افتخار و افتخار آفرینی را محدود نکرده اید ؟ و از آن گذشته شما تصور کنید بنده در جایی بگویم به توانایی های خود افتخار میکنم . در جامعه ای که ما داریم به من نمیگویند مغرور ؟ فکر نمیکنید دیگران باید راجع به اعمال من نظر بدهند ؟ این درست است که خودم راجع به رفتار و توانایی هایم قضاوت کنم ؟ چه تضمینی است که دچار خود خواهی نشوم ؟ به واقع من منظور شما را از این جمله که" هر انسانی باید به چیزهایی ببالد که بدست آورده است " نمیفهمم . این یعنی اگر تیم والیبال ایران هم در دوره ای قهرمان جام جهانی شد من ایرانی افتخار نکنم چون زحمتی در آن تیم نکشیده ام !؟ پس دیگر به چه افتخار کنیم ؟ از این که بگذریم استدلال شما یعنی انسان هایی که در طول زندگی خود فقط به زندگی و رزق و روزی مشغولند حق ندارند افتخار کنند ؟ یعنی یک کارگر ساختمان سازی اگر به جهان پهلوان تختی افتخار نکند به تعداد آجرهایی که از طبقات ساختمان بالا میبرد افتخار کند ؟ آقای زیبا کلام به نظر شما ما نباید به مردان و زنان تاریخ ساز کشورمان افتخار کنیم ؟ ما ایرانی ها به مولوی افتخار نکنیم ولی ترکیه به خود ببالد که آرامگاه مولانا را دارد ؟ یا افغانستان به خود ببالد که زادگاه مولوی بلخ بوده ! ؟ به فردوسی افتخار نکنیم ؟ فردوسی ای که اگر به مانند مصر عرب زبان نشده ایم مدیون او هستیم ؟ من فکر میکنم ما باید ملی گرا باشیم ولی نه فقط ملی گرا . به واقع از خود بپرسیم چرا نمیشود هم ملی گرا بود هم تکثر گرا ؟ من فکر میکنم میشود . به عقیده ی من کورش یک نمونه ی کامل از ملی گرایی و تکثر گرایی را در کنار هم و در منشور خود آورده است. و من برایم جای سوال است که چرا شما در قسمتی از نوشته خود فاشیست را میگذارید در کنار ملی گرا " اگر قرار باشد که هر کس به ملیت خود ببالد این دنیا پر از فاشیست، شوونیست و ملیگرا میشود " . از ملی گرایی که بگذریم من فکر میکنم تاریخ در شکل گیری جامعه ی امروز برای ما بسیار سودمند است و در شرایطی که تاریخ پیش از اسلام ما از سوی دولتمردان کشور چنان که میدانید به حال خود رها شده و هیچ دولتمردی تلاشی برای نشر و گسترش آن نمیکند ، این بی انصافی است که روشنفکران جامعه هم به تاریخ کهن ایران زمین بی مهری کنند . تاریخ ایران را در دانشکده های معتبر آمریکا و اروپا تدریس میکنند و این در حالی است که دانشجویان ایرانی و در دانشکده های ایرانی تاریخ صدر اسلام میخوانند ! و جالب اینجاست که یک عده میگویند تاریخ مگر نان آب میشود ؟ به نظر بنده میشود . مگر نه اینکه ایتالیا ، مصر ،ترکیه ، یونان و حتی عربستان هر ساله گردشگران بسیاری را جذب میکنند ؟ یعنی تخت جمشید ما از خرابه های تروآی ترکیه یا آکروپولیس یونان زیباتر نیست ؟ ما چرا نمیتوانیم از آثار باستانی بسیاری که در کشورمان داریم در آمد داشته باشیم ؟ به راستی چرا ؟ یعنی دنیا نباید بداند بین من ایرانی که تخت جمشید را با عشق ساختم فرقی است با آن برده ی مصری که به اجبار اهرام را ساخت ؟ دنیا نباید بداند که طبق کتیبه های گلی به دست آمده از تخت جمشید هر کارگر و کارفرما حقوق روز مزد میگرفته و یا زنان باردار از کار معاف و برای معاش تا بعد از بارداری حقوق بی کاری میگرفته اند ؟ تاریخ برای من ایرانی یعنی زرتشت ، یگانه پرستی که سال ها بعد از آن اعراب ، الله را کشف کردند و نامش را خدای یگانه نهادند و به ما تحمیل کردند . تو گویی ما انسان هایی بی خدا و کافر بوده ایم !!! تاریخ برای من یعنی همه چیز . دلم را میشکنید وقتی میگویید به ایران قبل از اسلام افتخار نمیکنید . ولی با این حال دوستت دارم دکتر زیبا کلام عزیز . هم وطن من



